تبلیغات
سرزمین سرگرمی هـای پونی - فصل دوم ظاهر و باطن قسمت 2

فصل دوم ظاهر و باطن قسمت 2

یکشنبه 1 مرداد 1396 01:38 ق.ظ

نویسنده: پـــیـنکیـــ پــایــ... ^.^
ادامهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پینکی پای پیش توایلایت رفت اما ....
توایلایت خونه نبود !  اون همه جارو گشت و توای رو صدا میزد ولی هیچ اثری از توایلایت نبود وقتی پینکی پای نا امید و نگران پیش دوستاش میرفت روی میز یه کاغذ دید
پینکی :این دیگه چیه

یه یادداشت ؟
نوشته : سلام دوست خوب من . من توایلایتم . من توی این مدت تو اشتباه بزرگی غرق شده بودم
و نتونستم حرف شما رو درک کنم
من اشتباه میکردم
و حالا ...
من به محل تبعید شدن رینبودش میرم
دنبال من نیاید چون هر اتفاقی که برای من بیوفته حقمه !سرنوشت منه !
و حالا من از تو و بقیه ی دوستانم خداحافظی میکنم ...
پینکی پای : جـــــــــــــــــــــــیغ ! چ ... چ.. چــــی ؟؟؟؟!!!!
توایلایت داره به محل تبعید شدن رینبودش میره ؟!
ولی آخه چرا چطور ممکنه ؟؟!
ب..باید به بقیه هم خبر بدمممم !!!
*******
اون روز روز تولد رریتی بود و تموم دوستاش توی مزرعه اپل جک جمع شده بودن فلاترشای درحال آوردن کیک بود که یکهو ....

بقشم الان میذارم 



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 مرداد 1396 01:52 ق.ظ



]