تبلیغات
سرزمین سرگرمی هـای پونی - فصل دوم ظاهر و باطن قسمت 5

فصل دوم ظاهر و باطن قسمت 5

یکشنبه 1 مرداد 1396 12:37 ب.ظ

نویسنده: پـــیـنکیـــ پــایــ... ^.^
برید ادومه
پینکی پای و دوستاش سوار قطار شدن
پینکی پای یه نقشه تو دستش بود و داشت با دقت بهش نگاه میکرد
بقیه هم که تو فکر بودن و مگین و دعا میکردن که برای توایلایت اتفاقی نیوفتاده باشه
توی این سکوت یه صدای جیغ پینکی پای اومد
که گفت : فهمیدم 
بقیه : :/
رریتی :ای وای پینکی پای  تمرکزم رو بهم زدی ! داشتم روی لباسی که قرار بود برای مهمونی بپوشم فکر میکردما !
سانست شیمر : رریت ی تو فقط بلدی غر بزنی ! پینکی بده نقشه رو به من ببینم !
قطار درحال حرکت بود ..
شب شده بود و همه خواب بودن ...

بقیه ی داستان در محل رینبودش
درحال فکر کردن بود ... که ناگهان یکی پرید جلو روش
رینبودش : هی ؟ !تو دیگه کی هستی ؟
بلک رد : یعنی من رو نشناختی ؟
بعد خودش رو نشون داد
رینبو : ههههه ! ت.. تو ؟
ناشناس : آره من ! دوست قدیمیت !
بعد یه مشت زد تو صورتش ...
فردا صبح بود قطار به کوهستان (محل تبعید شدن ) رسیده بود اما پونی ها هنوز خواب بودن که با ترمز قطار بیدار شدن
رریتی : واییی رسیدیم ولی من نمیتونم بیام !
اپل جک گیج : ای وای .. دیگه چی شده ؟
رریتی :من تو خونم کلی سشوارو شونه و ... داشتم اما الان یادم رفته که بیارمشون موهام نامرتبن !تازه صورتم هم کثیفه ! دهنم رو هم باید مسواک یزنم ایی نمیتونم اینقدر ژولیده پولیده برم بیروننن !
سانست شیمر با جادوش تمام لوازم ررتی رو براش ظاهر کرد !
سانست شیمر : واییی بیا رریتی اینم از لوازم !
رریت ی: خیلی ممنون !
بعد خودش رو مرتب کرد و گفت : ممنون سانست فقط یه رژلب کم داره !
پینکی پای سرش جیغ زد و گفت : بس کن رریتی ! بهترین دوستمون جونش رو به خطر نداخته بعد تو به فکر آرایش کردن هستی ؟ واقعا که برات متاسفم !
رریتی : سرم جیغ نزن ! .... هر پونی باید تمیز و مرتب باه درک کن !
سانست شیمر عصبانی شد و با جادوش یه چسب رو دهن پینکی و رریتی زد !
و گفت : آه ! حلا خوب شد :) حالا بیاین بریم !


ادامه بعدا :/



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 مرداد 1396 01:07 ب.ظ



]