تبلیغات
سرزمین سرگرمی هـای پونی - فصل دوم ظاهر و باطن قسمت 6

فصل دوم ظاهر و باطن قسمت 6

یکشنبه 1 مرداد 1396 01:57 ب.ظ

نویسنده: پـــیـنکیـــ پــایــ... ^.^
برید ادامه ببینید چی شده
سانست شیمر و دوستاش از قطار پیاده شدن
سانست شیمر : خب پینکی پای . حالانقشه رو بده به من )
بعد برگشت و با تعجب گفت : پینکی پای ؟
پینکی پای با ترس و نگرانی گفت : نقشه تو قطار جامونده !!
همه : چییی ؟؟؟
پینکی پای رفت تا نقشه رو بیاره که قطار شروع به حرکت کرد !
همه وحشت زده قطار رو دنبال کردن ولی قطار نایستاد !
پینکی پای چاره اه از از واگن پریدن نداشت
نقشهرو گرفت و از واگن پرید پایین
همه دورش جمع شدن : چچییی ؟!
پینکی چیزیت نشد ؟؟
پینکی پای :نه بابا من انعطاف پذیرم چیزیم نیس فقط یه کوچولو درد دارم :)
فلاترشای : خ پس پاشو تا به راهمون ادامه  بدیم
پینکی پای تا پاشد کمرش صدا کرد و سریع افتاد رو زمین
اپل جک : انگاری باید یه سری به دکتر بزنیم !
اونا رفتن دکتر . پزشک پینکی پای رو معالجه کرد و گفت که استخونش شکسته
و گفت که باید بره دست و پاش رو گچ بگیره
دوستای پینکی رفتن و دست پینکی رو گچ گرفتن بعلاوه براش یه عصا هم گرفتن . بعد از اون ،اون ها همونطور که توی نقشه بود ، به راهشون ادامه دادن ....


ادامه 5 دیقه ی دیگه



دیدگاه : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 مرداد 1396 02:55 ب.ظ



]